اصلا چرا رفتی بجنگی؟
اصلا چرا ما را نبردی؟
من بچهی خوبی نبودم
مامان و زهرا را نبردی؟
گفتی: «تو مرد خانه هستی»
رفتی که با دشمن بجنگی
من مرد این خانه قبول است
اما چه مرد بیتفنگی!
یک شب اگر دشمن بیاید
اینجا میان خانهی ما
من هستم و یک دست خالی
من هستم و مامان و زهرا
لطفی کن و از جبهه بفرست
نارنجکی، مینی، تفنگی
من هم به جایش قول، باشد
یک مرد هستم، مرد جنگی
چشم انتظارم تا بیاید
سوغاتیام، شرمندهی تو
قربان بابای عزیزم
کوچکترین رزمندهی تو!
✍️ شاعر: فائزه رسکتی
🎯 اهداف:
- آشنایی با مفهوم دفاع از کشور
- آشنایی با دلتنگی فرزندان برای پدران رزمنده
- تقویت محبت و علاقه به پدر و خانواده
- آشنایی با مفهوم شجاعت و فداکاری
- تقویت حس قدردانی از رزمندگان
- توجه به اهمیت مراقبت از خانواده
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم