مهمان
شعر اونروز که جشن تکلیف


فرم ورود به مربی‌آموز

مربی‌آموز

فرم تکمیل ثبت نام

برای پیوستن به ما فرم زیر را پر کنید
شعر اونروز که جشن تکلیف
شعر اونروز که جشن تکلیف

اونروز که جشن تکلیف
تو مدرسه به پا شد

در دل کوچک من
شور و شری به پا شد

گفتم با یاد خدا
انس می گیرم همیشه

دلم با یاد خدا
راحت و آروم میشه

وقتی که بانگ اذان
می پیچه تو شهرما

من به نماز می ایستم
حرف می زنم با خدا

با اون خدا که مهربون و پاکه
خالق این زمین و آب و خاکه

با اون خدا که همتایی نداره
ابر سیاه به لطف اون، می باره

مفهوم نماز و راز و نیازخداوند
نظرات

ما همه نظرات رو می‌خونیم و پاسخ میدیم

خیلی خوب!
نام خود را وارد کنید.
 
لطفا شماره موبایل خود را بصورت 09XXXXXXXX وارد نمایید.
خیلی خوب!
نظرت رو برامون بنویس.
مطالب مرتبط
مطالب پیشنهادی
مربی آموز مرجع مربیان مهدکودک و پیش دبستانی
حساب کاربری
خانه
برچسب ها
جستجو