مهمان
شعر يه روز دلم گرفته بود


فرم ورود به مربی‌آموز

مربی‌آموز

فرم تکمیل ثبت نام

برای پیوستن به ما فرم زیر را پر کنید
شعر يه روز دلم گرفته بود
شعر يه روز دلم گرفته بود

یه روز دلم گرفته بود
کنج اتاق نشستم

با دلی پر ز غصه
زانو بغل گرفتم

اشکای دونه دونه
می ریخت به روی گونه

دلم که بیقرار بود
هی می گرفت بهونه

رفتم وضو گرفتم
رو به خدا نشستم

گفتم خدا ، مهربونی
درد منو تو میدونی

از غصه ها بکن رها
این دل بی تاب  مرا

دلم که بیقرار بود
میون سینه لرزید

از اون بالا بالاها
نوری به قلبم تابید

اندوه و بیقراری
پا به فرار گذاشتند

به جاش امید و شادی
تو قلبم پا گذاشتند

یاد خدا به دلها
امید میده با شادی

با یاد اون مهربون
از رنج وغم، آزادی

خداوند
نظرات

ما همه نظرات رو می‌خونیم و پاسخ میدیم

خیلی خوب!
نام خود را وارد کنید.
 
لطفا شماره موبایل خود را بصورت 09XXXXXXXX وارد نمایید.
خیلی خوب!
نظرت رو برامون بنویس.
مطالب مرتبط
مطالب پیشنهادی
مربی آموز مرجع مربیان مهدکودک و پیش دبستانی
حساب کاربری
خانه
برچسب ها
جستجو