مهمان
قصه باغچه مادربزرگ


فرم ورود به مربی‌آموز

مربی‌آموز

فرم تکمیل ثبت نام

برای پیوستن به ما فرم زیر را پر کنید
قصه باغچه مادربزرگ
قصه باغچه مادربزرگ

اهداف:

  • یاد گرفتن اینکه نباید به زیبایی یا توانایی‌های خود مغرور شویم
  • یاد گرفتن مهربانی و کمک به دیگران
  • شناخت تفاوت‌ها و ارزش‌های هر فرد یا مخلوق
  • درک اینکه خداوند برای هر چیزی حکمت دارد

داستان:
یکی بود یکی نبود. مادر بزرگ یک باغچه‌ی قشنگ داشت که پر از گل‌های رنگارنگ بود. از همه‌ی گل‌ها زیباتر گل رز بود. اما گل رز به خاطر زیبایی‌اش مغرور شده بود و با بقیه‌ی گل‌ها بدرفتاری می‌کرد.
یک روز دوتا دختر کوچولو و شیطون که نوه‌های مادربزرگ بودند، به سمت باغچه آمدند. یکی از آن‌ها دستش را به سمت گل رز برد تا آن را بچیند، اما خارهای گل در دستش فرو رفت.
دستش را کشید و با عصبانیت گفت: «این گل به درد نمی‌خورد! آخه پر از خار است.»
مادربزرگ نوه‌ها را صدا زد و آن‌ها رفتند.
اما گل رز شروع به گریه کرد. بقیه‌ی گل‌ها با تعجب به او نگاه کردند. گل رز گفت: «فکر می‌کردم خیلی قشنگم، اما پر از خارم!»
بنفشه با مهربانی گفت: «تو نباید به زیبایی‌ات مغرور می‌شدی. حالا هم ناراحت نباش، چون خداوند برای هر کاری حکمتی دارد. فایده‌ی این خارها این است که از زیبایی تو مراقبت می‌کنند وگرنه الان چیده شده و پرپر شده بودی!»
گل رز که پی به اشتباهش برده بود، با شنیدن این حرف خوشحال شد و فهمید که نباید خودش را با دیگران مقایسه کند و هر مخلوقی خوبی‌های خاص خود را دارد.
بعد هم گل رز خندید و با خنده‌ی او بقیه گل‌ها هم خندیدند و باغچه پر شد از خنده‌ی گل‌ها.

حدیث موضوعی:

«کُلُّ مَا خَلَقَ اللَّهُ جَمِيلٌ وَلَهُ حِكْمَةٌ» نهج‌البلاغه
همه چیزهایی که خداوند آفریده، زیبایی و دلیل خاص خود را دارند. ما نباید خودمان یا دیگران را قضاوت کنیم.

نتیجه‌گیری:
گل رز یاد گرفت که زیبایی تنها کافی نیست و هر کسی خوبی‌های خودش را دارد. ما نباید خودمان را با دیگران مقایسه کنیم و باید قدردان داشته‌هایمان باشیم.

فعالیت عملی پیشنهادی:

از کودکان بخواهید یک گل رنگ‌آمیزی کنند و درباره‌ی ویژگی‌های خاص آن گل حرف بزنند. می‌توانند خارهای آن را هم بکشند و توضیح دهند که چرا وجود دارد.

گفت‌وگو و پرسش‌وپاسخ:

  • چرا گل رز اول ناراحت شد؟
  • چه چیزی باعث شد گل رز خوشحال شود؟
  • تو چه خوبی‌هایی داری که دیگران شاید نداشته باشند؟
  • چرا نباید خودمان را با دیگران مقایسه کنیم؟

نمایش و بازی نقش‌آفرینی:

  1. کودکان نقش گل‌ها و نوه‌ها را بازی کنند.
  2. یک کودک نقش گل رز را داشته باشد و با سایر گل‌ها تعامل کند تا پیام داستان منتقل شود.

بازی گروهی تعاملی:

کودکان یک دایره درست کنند و هر کودک یک گل باشد. هر کس ویژگی خوب خودش را بگوید و دیگران تشویق کنند. سپس همه با خنده به “باغچه شادی” پایان دهند.

زبان‌آموزی:
گل، رز، بنفشه، خار، باغچه، زیبایی، مهربانی، خنده، نوه، مادربزرگ، شادی

غرور و خودخواهیکمک به دیگرانروز درخت و درختکاریواحدکار گیاهان
نظرات

ما همه نظرات رو می‌خونیم و پاسخ میدیم

خیلی خوب!
نام خود را وارد کنید.
 
لطفا شماره موبایل خود را بصورت 09XXXXXXXX وارد نمایید.
خیلی خوب!
نظرت رو برامون بنویس.
مطالب مرتبط
مطالب پیشنهادی
مربی آموز مرجع مربیان مهدکودک و پیش دبستانی
حساب کاربری
خانه
برچسب ها
جستجو