اهداف:
- آشنایی با محبت پیامبر اکرم (ص) به حضرت فاطمه (س)
- درک ارزش عشق و علاقهی پدر و دختر
- یادگیری احترام به پدر و مادر
- همدردی با غم از دست دادن یک عزیز
داستان:
پیامبر مهربون ما، حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله، دخترش فاطمه رو خیلی خیلی دوست داشت. هر روز میرفت خونهی فاطمه، اونو میبوسید و میگفت: «فاطمه بوی بهشت میده!»
فاطمه هم باباشو خیلی دوست داشت و وقتی میدید باباش میاد خونش، خیلی خوشحال میشد.
اما یه روز، پیامبر خیلی خسته بود... فاطمه اومد کنار باباش، دستشو گرفت، سرشو بوسید و اشک توی چشماش جمع شد.
پیامبر فاطمه رو بغل کرد و گفت: «فاطمه جان، بابا فدای تو بشه!»
فاطمه گریه میکرد... یه گریهی خیلی ساکت و ناراحت.
همهی دنیا هم انگار ناراحت شده بود.
بعد از چند لحظه، پیامبر مهربونمون، در حالی که سرش روی زانوی حضرت علی بود، چشمهاشو بست و پیش خدا رفت...
حدیث موضوعی:
فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّي، يُؤذيني ما آذاها ويُسِرُّني ما أسرّها
منبع: صحیح بخاری، جلد ۴، صفحه ۲۱۰
فاطمه، تکهای از وجود منه. هر چی فاطمه رو ناراحت کنه، منم ناراحت میشم. و هر چی خوشحالش کنه، منم خوشحال میشم.
فعالیت عملی پیشنهادی:
نقاشی بکش! یک نقاشی از یه پدر و دختر مهربون که کنار هم نشستن، همدیگه رو دوست دارن و میخندن.
گفتوگو و پرسشوپاسخ:
- چرا پیامبر، فاطمه رو بوی بهشت میدونست؟
- تو چطور به پدرت محبت میکنی؟
- وقتی کسی که دوستش داری ناراحته، چه کار میکنی؟
- اگه جای فاطمه بودی، چه حرفی به پیامبر میزدی؟
زبانآموزی (واژگان ساده):
پیامبر، فاطمه، بابا، گریه، بوسه، بهشت، دوستداشتن، خدا، خداحافظی، محبت
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم