مهمان
قصه فیل کوچولو تمیز


فرم ورود به مربی‌آموز

مربی‌آموز

فرم تکمیل ثبت نام

برای پیوستن به ما فرم زیر را پر کنید
قصه فیل کوچولو تمیز
قصه فیل کوچولو تمیز

🎯 اهداف

  • یادگیری پذیرش اشتباهات و اتفاقات غیرمنتظره
  • تقویت روحیه‌ی بازیگوشی و شادی با دوستان
  • شناخت اهمیت تمیز نگه داشتن محیط و تلاش برای تمیزی
  • یادگیری مهارت کنار آمدن با شرایط جدید
  • پرورش همکاری و دوست داشتن دیگران

📖 داستان
یکی بود، یکی نبود! زمانی در یک جنگل زیبا فیل کوچولویی زندگی می کرد که از بقیه فیل ها تمیزتر بود. فیل کوچولو روی چمن ها می نشست و بازی بقیه فیل ها را نگاه می کرد. فیل کوچولو پیش خودش می گفت: چرا این فیل ها خودشان را اینقدر کثیف و گلی می کنند! خیلی وحشتناکه!
او همیشه عادت داشت قبل از این که روی چمن بنشیند، تک تک علف ها را تمیز کند و یا قبل از این که زیر سایه درختی بنشیند، درخت را خوب تکان بدهد تا برگ های خشک آن بریزد. او همیشه جایی غذا می خورد که باد، شن و خاک روی غذای او نریزد.
یک روز صبح هوا ابری شده بود و ابرها سیاه و سیاه تر می شدند تا این که اولین قطره باران روی فیل کوچولو ریخت. فیل کوچولو خیلی زود زیر صخره ای بزرگ پنهان شد. کم کم قطره های باران زمین را گلی کردند.
فیل کوچولو با خودش گفت: چقدر وحشتناک، حالا چطوری به خانه برگردم؟!
فیل کوچولو خودش را عقب می کشید تا پاهایش کثیف و گلی نشود.
باران تند و تند می بارید. به زودی باران به پاهای فیل کوچولو رسید. فیل کوچولو فکر کرد: باید از اینجا بیرون بروم. تازه امروز ناخن ها یم را تمیز کردم.
همه حیوانات جنگل به بالای تپه رفتند. وقتی فیل کوچولو دید که آب رودخانه بالا آمده، مجبور شد مثل بقیه حیوانات به بالای تپه برود.
حیوانات می ترسیدند که سیل بیاید و همه را با خودش ببرد. حیوانات کوچکتر زیر گوش های فیل کوچولو پنهان می شدند تا باران آنها را خیس نکند.
فردا صبح وقتی حیوانات بیدار شدند، باران بند آمده بود. همه حیوانات خیلی کثیف شده بودند، حتی فیل کوچولو هم سر تا پایش گلی شده بود. فیل کوچولو خودش را به تنه درخت می زد تا گل و خاک از روی بدنش جدا شود. فیل کوچولو گفت: من دیگر نمی توانم اینجا بمانم. من خیلی کثیف و گلی شدم.
فیل کوچولو می خواست به سمت آبشار برود تا همه بدنش را خوب بشوید. او از روی سنگ ها و چمن ها حرکت می کرد تا بیشتر گلی نشود. در راه بقیه حیوانات را دید. آنها هم خیلی گلی شده بودند.
زیر آبشار حوضچه ای از آب تمیز بود. فیل کوچولو وارد این حوضچه شد و زیر آبشار رفت. همه گل و لجن از بدن فیل کوچولو پاک شد. فیل کوچولو گفت: آخ جون، دوباره تمیز شدم. وقتی فیل کوچولو می خواست از زیر آبشار بیرون بیاید، یک دفعه مقدار زیادی آب گلی روی سرش ریخت. فیل کوچولو سریع از زیر آبشار بیرون آمد و خیلی ناراحت و عصبانی شده بود.
فیل کوچولو ناراحت و عصبانی به سمت رودخانه رفت و دید آنجا حیوانات دیگر روی هم آب می پاشند. یک خانم کرگدن، با صدای بلند گفت: فیل کوچولو تو هم بیا آب بازی کنیم. خانم کرگدن خیلی تمیز شده بود.
فیل کوچولو هم توی رودخانه رفت و خودش را خوب شست و با خرطومش روی حیوانات آب می پاشید و خوب آنها را تمیز می کرد.
از آن زمان به بعد فیل کوچولو با حیوانات دیگر به رودخانه می رفت و آب بازی می کرد و دیگر هم از گلی شدن نمی ترسید.

📜 حدیث موضوعی
إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ منبع: نهج‌البلاغه، حکمت‌ها
امام علی (ع) می‌فرماید: خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد. گاهی گل و آب بازی هم زیباست و باعث شادی می‌شود.

🌈 نتیجه‌گیری
فیل کوچولو فهمید گلی شدن و بازی با دوستان، سرگرم‌کننده و شادی‌آور است و نباید از آن بترسد. گاهی زندگی با کمی شلوغی و گل هم لذت‌بخش است.

🎨 فعالیت عملی پیشنهادی
کودکان می‌توانند با یک لگن آب و اسباب‌بازی، صحنه‌ی آب بازی فیل کوچولو را شبیه‌سازی کنند و از بازی با دوستان لذت ببرند.

💬 گفت‌وگو و پرسش‌وپاسخ

  1. چرا فیل کوچولو اول از گلی شدن می‌ترسید؟
  2. چه چیزی باعث شد او از بازی کردن لذت ببرد؟
  3. تو با دوستانت چطور بازی می‌کنی که شاد باشید؟
  4. چرا بهتر است گاهی با دیگران همکاری کنیم؟

🎭 نمایش و بازی نقش‌آفرینی
چند کودک نقش فیل کوچولو و حیوانات دیگر را بازی کنند و صحنه‌ی آب بازی را اجرا کنند.

🤝 بازی گروهی تعاملی
بازی «آب و گل»: بچه‌ها با همکاری هم، با اسباب‌بازی یا حوله‌ی کوچک، آب بازی کنند و به هم کمک کنند تا همه خیس و شاد شوند.

🗣 زبان‌آموزی
فیل، آب، رودخانه، گل، بازی، شادی، دوست، تمیز

فیلشناخت کار گروهی و همکاریواحدکار حیوانات
مربی آموز مرجع مربیان مهدکودک و پیش دبستانی
حساب کاربری
خانه
برچسب ها
جستجو