مهمان
شعر دیشب شب بدی بود


فرم ورود به مربی‌آموز

مربی‌آموز

فرم تکمیل ثبت نام

برای پیوستن به ما فرم زیر را پر کنید
شعر دیشب شب بدی بود
شعر دیشب شب بدی بود

ديشب شب بدي بود 
بسيار بدتر از بد

زيرا كه تب به جانم 
يك تير آتشين زد 

مي سوخت مثل كوره 
تا صبح پيكر من 

دستي نبود اما 
از لطف بر سر من 

تب بود و درد هم بود 
مادر نبود اما 

تا با محبّت خود 
تسكين دهد دلم را 

اما نه، يك نفر بود 
در آن سياهي شب 

وقتي كه او مي آمد 
مي رفت از تنم تب 

از كوشش پرستار 
شب شد چو روز روشن 

امروز خوب خوبم 
تب رفته از تن من

اهداف:

  • آشنایی با شغل پرستاری و ارزش کمک به دیگران
  • درک مفهوم مهربونی و مراقبت از بیماران
  • تقویت احساس قدردانی نسبت به کسانی که از ما مراقبت می‌کنن
  • پرورش حس آرامش، امید و اعتماد به دیگران در هنگام بیماری
قدردانی و شکرگزاریکمک به دیگرانمیلاد حضرت زینب سروز پرستار
نظرات

ما همه نظرات رو می‌خونیم و پاسخ میدیم

خیلی خوب!
نام خود را وارد کنید.
 
لطفا شماره موبایل خود را بصورت 09XXXXXXXX وارد نمایید.
خیلی خوب!
نظرت رو برامون بنویس.
مطالب مرتبط
مطالب پیشنهادی
مربی آموز مرجع مربیان مهدکودک و پیش دبستانی
حساب کاربری
خانه
برچسب ها
جستجو