مهمان
قصه آرزوی بره کوچولو


فرم ورود به مربی‌آموز

مربی‌آموز

فرم تکمیل ثبت نام

برای پیوستن به ما فرم زیر را پر کنید
قصه آرزوی بره کوچولو
قصه آرزوی بره کوچولو

اهداف:

  • آشنایی با ویژگی‌های پرندگان
  • تشویق به پذیرش تفاوت‌ها
  • افزایش مهارت شنیدن و گفت‌وگو
  • تقویت دوستی و مهربانی
  • آموزش ویژگی‌های علمی بدن حیوانات

داستان:

در یک روز زیبای بهاری، چند تا کبوتر سفید در آسمان پرواز می کردند.

بره کوچولویی با پشم های سیاه و سفید فرفری وسط مزرعه ایستاده بود و به آسمان نگاه می کرد. او کبوترها را می دید و آرزو می کرد می توانست مثل آنها پرواز کند. یکی از کبوترها چشمش به بره افتاد. پایین آمد و روی علف ها، نزدیک او نشست. بره کوچولو به کبوتر سلام کرد. 

کبوتر با مهربانی گفت: سلام بره کوچولو، تو خیلی ناز و قشنگی، چه پشم های سیاه و سفید و خوشگلی داری!

بره کوچولو بع بع کرد و گفت: تو هم خیلی قشنگی کبوتر سفید! خیلی دلم می خواهد من هم مثل تو، توی آسمان آبی پرواز کنم، اما نمی توانم. راستی تو چطور می توانی پرواز کنی؟
 
کبوتر بغ بغویی کرد و جواب داد: بدن ما پرنده ها خیلی سبک است. ما وزن زیادی نداریم. بیشتر استخوان های پرنده ها تو خالی است و از هوا پرشده، ساختمان بدن پرنده ها به شکلی است که می توانند راحت پرواز کنند. ما پرنده های می توانیم با سرعت کافی، بال هایمان را به هم بزنیم و خودمان را از زمین بلند کنیم و در هوا به پرواز در آییم. البته پرندگانی مثل پنگوئن، شترمرغ، مرغ و خروس قدرت پرواز ندارند. حالا فهمیدی چرا می توانم پرواز کنم، اما تو نمی توانی؟


 بره کوچولو جواب داد: بله، من پرنده نیستم و بال ندارم. ساختمان بدنم هم به شکلی نیست که بتوانم پرواز کنم، اما آرزو دارم مثل تو توی آسمان آبی پرواز کنم و از آن بالا زمین را ببینم. کبوتر گفت: من با تو دوست می شوم و هر چه از این بالا می بینم برایت تعریف می کنم تا بدانی جاهای دیگر چه خبر است.
 
بره کوچولو خوشحال شد و گفت: ممنونم کبوتر مهربان، من روزها توی این مزرعه میان علف ها می گردم و بازی می کنم، تو هر روز به دیدنم بیا تا با هم دوست باشیم، باشد؟ کبوتر به او قول داد که هر روز به سربزند.

از آن روز به بعد کبوتر سفید و بره کوچولو هر روز یکدیگر را می دیدند و کبوتر برای او از چیزهایی که دیده بود، حرف می زد.

قصه ما به سر رسید، کلاغه به خونه ش نرسید.

حدیث موضوعی:

قالَ رسولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): الْمُؤْمِنُ مِرْآةُ الْمُؤْمِنِ منبع: نهج‌الفصاحه، حدیث ۲۴۸۰
پیامبر فرمودند: دوست خوب، مثل آینه‌ست؛ چیزهای خوب رو بهت نشون می‌ده و کمکت می‌کنه بهتر بشی.

نتیجه‌گیری:

همه نمی‌تونن پرواز کنن، چون بدن‌هاشون با هم فرق داره. ولی ما می‌تونیم با هم دوست باشیم، کمک کنیم و چیزهای قشنگ از هم یاد بگیریم.

فعالیت عملی پیشنهادی:

با مقوا و پنبه یک «بره کوچولو» درست کن و با کاغذ رنگی، یک «کبوتر سفید» بساز. بعد یک نمایش کوچولو اجرا کن که کبوتر داره از دنیای بالا برای بره تعریف می‌کنه.

گفت‌وگو و پرسش‌وپاسخ:

  • چرا بره نمی‌تونست پرواز کنه؟
  • چه چیزی توی بدن پرنده‌ها باعث می‌شه بتونن پرواز کنن؟
  • بره چطور احساس خودش رو به کبوتر گفت؟
  • کبوتر چطور به بره کمک کرد؟
  • اگه تو جای کبوتر بودی، چی برای بره تعریف می‌کردی؟

نمایش و بازی نقش‌آفرینی:

دو کودک نقش «بره» و «کبوتر» را بازی کنند. یکی کنار زمین بنشیند و آرزو کند، دیگری پرواز کند و فرود بیاید. سپس با هم گفت‌وگو کنند.

بازی گروهی تعاملی:

بازی «کی می‌تونه؟»: بچه‌ها به نوبت حیوانی را انتخاب می‌کنند و دیگران باید بگویند آیا می‌تونه پرواز کنه یا نه و چرا. این بازی کمک می‌کنه تا تفاوت بدن حیوان‌ها رو یاد بگیرند.

زبان‌آموزی:

پرواز، بره، کبوتر، آسمان، پشم، سبک، استخوان، دوست، نگاه، بالا

پرندهواحدکار حیواناتدوستی و محبت
نظرات

ما همه نظرات رو می‌خونیم و پاسخ میدیم

خیلی خوب!
نام خود را وارد کنید.
 
لطفا شماره موبایل خود را بصورت 09XXXXXXXX وارد نمایید.
خیلی خوب!
نظرت رو برامون بنویس.
مطالب مرتبط
مطالب پیشنهادی
مربی آموز مرجع مربیان مهدکودک و پیش دبستانی
حساب کاربری
خانه
برچسب ها
جستجو