مهمان
قصه خداحافظی


فرم ورود به مربی‌آموز

مربی‌آموز

فرم تکمیل ثبت نام

برای پیوستن به ما فرم زیر را پر کنید
قصه خداحافظی
قصه خداحافظی

اهداف:

  • آشنایی با محبت پیامبر اکرم (ص) به حضرت فاطمه (س)
  • درک ارزش عشق و علاقه‌ی پدر و دختر
  • یادگیری احترام به پدر و مادر
  • همدردی با غم از دست دادن یک عزیز

داستان:

پیامبر مهربون ما، حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله، دخترش فاطمه رو خیلی خیلی دوست داشت. هر روز می‌رفت خونه‌ی فاطمه، اونو می‌بوسید و می‌گفت: «فاطمه بوی بهشت می‌ده!»
فاطمه هم باباشو خیلی دوست داشت و وقتی می‌دید باباش میاد خونش، خیلی خوشحال می‌شد.

اما یه روز، پیامبر خیلی خسته بود... فاطمه اومد کنار باباش، دستشو گرفت، سرشو بوسید و اشک توی چشماش جمع شد.
پیامبر فاطمه رو بغل کرد و گفت: «فاطمه جان، بابا فدای تو بشه!»
فاطمه گریه می‌کرد... یه گریه‌ی خیلی ساکت و ناراحت.
همه‌ی دنیا هم انگار ناراحت شده بود.

بعد از چند لحظه، پیامبر مهربونمون، در حالی که سرش روی زانوی حضرت علی بود، چشم‌هاشو بست و پیش خدا رفت...

حدیث موضوعی:

فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّي، يُؤذيني ما آذاها ويُسِرُّني ما أسرّها 
منبع: صحیح بخاری، جلد ۴، صفحه ۲۱۰

فاطمه، تکه‌ای از وجود منه. هر چی فاطمه رو ناراحت کنه، منم ناراحت می‌شم. و هر چی خوشحالش کنه، منم خوشحال می‌شم.

فعالیت عملی پیشنهادی:

نقاشی بکش! یک نقاشی از یه پدر و دختر مهربون که کنار هم نشستن، همدیگه رو دوست دارن و می‌خندن.

گفت‌وگو و پرسش‌وپاسخ:

  • چرا پیامبر، فاطمه رو بوی بهشت می‌دونست؟
  • تو چطور به پدرت محبت می‌کنی؟
  • وقتی کسی که دوستش داری ناراحته، چه کار می‌کنی؟
  • اگه جای فاطمه بودی، چه حرفی به پیامبر می‌زدی؟

زبان‌آموزی (واژگان ساده):

پیامبر، فاطمه، بابا، گریه، بوسه، بهشت، دوست‌داشتن، خدا، خداحافظی، محبت

قتل آخر صفرشهادت حضرت رسول ص
مربی آموز مرجع مربیان مهدکودک و پیش دبستانی
حساب کاربری
خانه
برچسب ها
جستجو