مهمان
قصه دعای برای همسایه


فرم ورود به مربی‌آموز

مربی‌آموز

فرم تکمیل ثبت نام

برای پیوستن به ما فرم زیر را پر کنید
قصه دعای برای همسایه
قصه دعای برای همسایه

اهداف:

  • یاد گرفتن مهربانی و فکر کردن به دیگران
  • اهمیت دعا و یاد خدا بودن
  • یاد گرفتن اینکه اول به فکر دیگران باشیم بعد خودمان

داستان:
یک شب قشنگ و آرام بود. امام حسن کوچولو از خواب بیدار شد. دید مامان مهربانش، حضرت زهرا، ایستاده و با دل آرام نماز می‌خواند. او برای هر همسایه اسم می‌برد و دعا می‌کرد. امام حسن با تعجب پرسید: «مامان جان! چرا برای خودت دعا نمی‌کنی؟» حضرت زهرا با لبخند گفت: «پسرم، اول باید به یاد همسایه‌ها باشیم، بعد به فکر خودمان.»

حدیث موضوعی:
«الجار ثم الدار» (بحارالأنوار، ج 43، ص 83)
 «اول همسایه، بعد خانه خودمان». 

نتیجه‌گیری:
این قصه به ما یاد می‌دهد که مهربانی یعنی اول به دیگران فکر کنیم. وقتی برای دوستان و همسایه‌ها دعا می‌کنیم، دل خدا هم از ما خوشحال می‌شود.

فعالیت عملی پیشنهادی:
کودک یک نقاشی بکشد که در آن خانواده‌اش در حال دعا کردن برای دیگران باشند.

گفت‌وگو و پرسش‌وپاسخ:

  • چرا حضرت زهرا اول برای همسایه‌ها دعا کرد؟
  • تو دوست داری برای چه کسانی دعا کنی؟
  • اگر دوستت مریض باشد، چه دعایی می‌کنی؟

نمایش و بازی نقش‌آفرینی:
کودکان می‌توانند نقش امام حسن و حضرت زهرا را بازی کنند؛ یکی بپرسد «مامان جان چرا برای خودت دعا نمی‌کنی؟» و دیگری پاسخ بدهد «اول همسایه، بعد خانه».

بازی گروهی تعاملی:
یک بازی ساده: بچه‌ها یک حلقه تشکیل دهند و هر کودک نام یک دوست یا همسایه را بگوید و بقیه برای او یک جمله دعا کنند.

زبان‌آموزی:
نماز، دعا، همسایه، مهربانی، خانه، شب، امام حسن، حضرت زهرا

مهربانی و بخشندگیمیلاد امام حسن عشهادت امام حسن عآشنایی با مفهوم دعا و گفت‌وگو با خدا
مربی آموز مرجع مربیان مهدکودک و پیش دبستانی
حساب کاربری
خانه
برچسب ها
جستجو