اهداف:
- یاد بگیرم که غذا را نباید هدر بدهم
- قدر زحمت کسانی که غذا را آماده میکنند بدانم
- بفهمم اسراف کردن کار خوبی نیست
- با دلسوزی و همدلی برای دیگران آشنا بشوم
- با مفهوم مهمان مؤدب آشنا بشوم
داستان:
پیشی دنبال غذا بود. توی حیاط می گشت و بو می کشید که صدایی شنید. جلو رفت. یک عالمه میوه را دید که توی سطل آشغال گریه می کردند.
پیشی پرسید: میوه ها! چرا شما توی سطل آشغال هستید؟ چرا این طور زخمی شدید و بی حال هستید؟
گلابی گنده ای که فقط یک گاز از آن خورده شده بود گفت: می خواهی بدانی؟ پس گوش کن تا برایت تعریف کنم. دیشب جشن تولد بود، همه جا را چراغانی کردند یک عالمه سیب و گلابی و آلو و هلو آوردند. من و دوستانم توی صندوق میوه بودیم. اول ما را توی حوض ریختند. نمی دانی چقدر کیف می داد.
یک آلوی درشت از سلطل زباله بیرون آمد و گفت: ما آب بازی کردیم بالا و پایین پریدیم و خندیدیم. وقتی آب بازی تمام شد، ما را توی سبدهای بزرگ ریختند.
یک هلوی درشت ولی نصفه ناله ای کرد و گفت: پیشی جان به من نگاه کن ببین چقدر زشت شده ام. دیگر یک ذره هم خوشحال نیستم چون حالا یک تکه آشغال هستم. بعد ادامه داد ما توی سبد بودیم. اول از همه مرا با یک دستمال تمیز خشک کردند جوری که پوستم برق می زد...
هلو گریه اش گرفت و نتوانست حرفش را تمام کند.
سیب گفت: راست می گوید: من هم توی سبد بودم. بعد همه ی ما را خشک کردند و توی ظرف بلوری بزرگی کنار هم چیدند. نمی دانی چقدر قشنگ شده بودیم. وقتی مهمانها آمدند همه به ما نگاه می کردند و به به می گفتند.
یک خیار زخمی از میان میوه ها فریاد زد: اما چه فایده ؟ آنها خیلی بدجنس بودند هر کس یکی از ما را بر می داشت و فقط یک گاز می زد و دور می انداخت. یکی زیر پا، یکی زیر صندلی، یکی توی باغچه همه جا پخش شده بودیم. جاروی بیچاره ما را از این طرف و آن طرف جمع کرد.
پیشی نگاهی به حیاط کرد جارو کنار باغچه افتاده بود. معلوم بود از خستگی به این حال افتاده است. پیشی گریه اش گرفت و گفت: چه مهمانهای بدی من که اینجور مهمانها را دوست ندارم. بعد خودش را از لای در کشید و با ناراحتی بیرون رفت.
حدیث موضوعی:
قال الإمام علی (ع): «ما أَحسنَ الإعتدالَ فی الغِذاء!» نهجالبلاغه، حکمت ۱۷
امام علی (ع) گفته: “خیلی خوبه که آدم خوراکیها رو به اندازه بخوره و هدر نده.”
نتیجهگیری:
ما نباید با خوراکیها بدرفتاری کنیم. چون میوهها هم نعمتهای خدا هستن. اگر فقط یه گاز بزنیم و بندازیم دور، هم نعمت خدا رو هدر دادیم، هم دل میوهها رو شکوندیم.
فعالیت عملی پیشنهادی:
با بچهها یک ظرف میوهی پارچهای یا کاغذی درست کنید و یاد بگیرید چطور با خوراکیها با دقت و مهربانی رفتار کنیم.
گفتوگو و پرسشوپاسخ
- پیشی از چی ناراحت شد؟
- چرا میوهها گریه میکردن؟
- تو اگر بودی، چطور میوههات رو میخوردی؟
- تا حالا غذایی رو که نصفه خورده باشی، دور انداختی؟ بعدش چه حسی داشتی؟
- چطور میتونیم جلوی اسراف رو بگیریم؟
نمایش و بازی نقشآفرینی:
نقش یکی از میوهها (مثلاً گلابی یا آلو)، پیشی و بچهای که خوراکیها رو نصفه میخوره رو اجرا کنید. در پایان، بچهها تصمیم بگیرند بهتر رفتار کنن و همه چی رو کامل بخورن.
بازی گروهی تعاملی:
بازی «میوه خوب بخور» انجام بدین. هر کودک نقش یک میوه رو بازی میکنه و کودک دیگر باید کامل و درست آن را «بخوره» (با تقلید)، و اگر نصفه خورد، بقیه میوهها با ناله واکنش نشون بدن تا یاد بگیریم غذا رو دور نریزیم.
زبانآموزی:
پیشی، میوه، سطل آشغال، گلابی، هلو، آلو، خیار، گریه، جشن، مهمان، اسراف، غذا، خوراکی، ناراحت، جارو
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم