اهداف
- یاد گرفتن اینکه همیشه تجربههای جدید بهترین انتخاب نیستند.
- اهمیت آرامش و امنیت در خانه و خانواده.
- درک اینکه هر چیز زیبایی لزوماً مناسب نیست.
- تقویت حس قدردانی از داشتههای ساده و امن.
داستان
در یک روز پاییزی، برگهای زرد از شاخهها میافتادند و روی زمین تپههای بزرگی درست میکردند. خانوادهی خارپشتها دنبال یک تپهی برگی نرم و گرم بودند تا تمام زمستان را آنجا بخوابند.
مادر خارپشت گفت: «اینجا خیلی خوبه!»
اما هری کوچولو دلش جای دیگری میخواست. او بالای درخت یک اتاقک دید و با ذوق گفت: «پدر! اونجا رو نگاه کن. میخوام اونجا بخوابم.»
پدر لبخند زد و گفت: «باشه پسرم، امتحان کن.» بعد برای او نردبانی ساخت.
هری با زحمت از نردبان بالا رفت. اتاقک خیلی قشنگ بود و از پنجرهاش میشد ستارهها را دید. ولی خیلی زود صدای «گرومپ گرومپ» سنجابها، جیغ خفاشها و وزش باد سرد شروع شد. هری هرچه تلاش کرد نتوانست بخوابد.
او آرام از نردبان پایین آمد و به تخت گرم و نرم خودش برگشت. همانجا چمباتمه زد و آرام خوابید.
برادرها و خواهرهایش خوشحال شدند که هری دوباره پیش آنهاست. همه با هم گفتند: «شببهخیر هری کوچولو. فصل بهار دوباره میبینمت.»
نتیجهگیری
هری یاد گرفت که هرچند اتاقک درختی زیبا بود، اما جای گرم و امن خانواده بهترین جا برای خوابیدن است. خانهای که آرامش دارد از هر جای دیگری بهتر است.
فعالیت عملی پیشنهادی
با برگهای خشک یا کاغذ رنگی یک «خانهی گرم خارپشتی» درست کنید و عروسکهای کوچک را داخل آن بگذارید.
گفتوگو و پرسشوپاسخ
- چرا هری اول دلش میخواست بالای درخت بخوابد؟
- چه چیزهایی باعث شد هری نتواند در اتاقک بخوابد؟
- چرا برگشتن پیش خانوادهاش بهتر بود؟
- تو دوست داری کجا بخوابی که آرامش بیشتری داری؟
نمایش و بازی نقشآفرینی
کودکان میتوانند نقش هری، پدر و مادر خارپشت و سنجابها را بازی کنند. یکی نقش باد را داشته باشد و صداهای مختلف ایجاد کند. در پایان هری به خانه برمیگردد و بقیه خوشحال میشوند.
بازی گروهی تعاملی
بازی «خانه امن»: چند حلقه روی زمین (خانه) گذاشته شود. بچهها در فضای آزاد میچرخند و وقتی مربی گفت «باد میآید»، همه باید سریع به یکی از خانهها بروند.
زبانآموزی
پاییز، برگ، خارپشت، درخت، نردبان، ستاره، سنجاب، خفاش، باد، خانه
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم