اهداف:
- آشنایی با مفهوم حسادت
- درک اثر غیبت بر روابط دوستانه
- آموزش مهربانی و صداقت
- درک اینکه خوبی کردن همیشه نتیجهی خوب میده
- شناخت عاقبت رفتار بد
داستان:
یکی بود یکی نبود، توی یه جنگل سرسبز، سنجابی زبر و زرنگ توی یه درخت مهربون زندگی میکرد.
درخت با همهی حیوانا خوب بود و میوههاش رو با همه تقسیم میکرد، ولی سنجاب از این کار خوشش نمیاومد و دلش میخواست درخت فقط برای خودش باشه.
یه روز طوفان شد و یه کبوتر خسته اومد و زیر درخت پناه گرفت. درخت هم براش جا باز کرد و بهش میوه داد.
سنجاب از این ماجرا ناراحت شد و تصمیم گرفت غیبت کنه. وقتی کبوتر رفته بود دنبال غذا، سنجاب به درخت گفت: «کبوتر میگه تو کهنه شدی، میوههات هم بیمزهان!»
درخت باور کرد و وقتی کبوتر برگشت، ناراحت شد و بیرونش کرد.
کبوتر غصهدار شد ولی کمی دورتر یه مرد تبر به دست رو دید که داشت به طرف درخت میرفت.
کبوتر سریع رفت جنگلبان رو خبر کرد. جنگلبان هم با سرعت اومد و درخت رو نجات داد.
درخت فهمید اشتباه کرده، کبوتر رو بغل کرد و با هم خوشحال زندگی کردن.
اما سنجاب که فرار کرده بود، گیر یه صیاد افتاد! چون با حسادت و دروغکاری نمیشه خوشبخت شد.
حدیث موضوعی:
قالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله: إِيّاكُمْ وَ الْحَسَدَ، فَإِنَّهُ يَأْكُلُ الْحَسَناتِ كَما تَأْكُلُ النّارُ الْحَطَبَ منبع: نهجالفصاحه، حدیث ۱۰۶۸
از حسادت دوری کنین، چون حسادت کارهای خوب آدم رو میسوزونه، مثل آتیش که چوب رو میسوزونه.
نتیجهگیری:
حسادت و غیبت دوستامون رو ناراحت میکنه و ممکنه باعث اشتباه بشیم. ولی راستگویی و مهربونی همیشه آخرش خوب درمیاد.
فعالیت عملی پیشنهادی:
یه نقاشی بکش که توش کبوتر داره به جنگلبان خبر میده تا درخت رو نجات بده. بعد دربارهی این کار خوبش با بچهها صحبت کن.
گفتوگو و پرسشوپاسخ:
- چرا سنجاب ناراحت شد از اینکه درخت به همه میوه میداد؟
- به نظر تو کبوتر کار خوبی کرد که برگشت و درخت رو نجات داد؟
- اگه جای درخت بودی، زود کبوتر رو میبخشیدی؟ چرا؟
- غیبت چه ضرری داشت توی این داستان؟
- آخرش چه بلایی سر سنجاب اومد؟
نمایش و بازی نقشآفرینی:
بازی کنیم: یکی نقش سنجاب، یکی نقش درخت، یکی کبوتر، یکی جنگلبان و یکی مرد تبر به دست. قصه رو اجرا کنیم و آخرش با هم نتیجهگیری کنیم.
بازی گروهی تعاملی:
بازی «درخت نجات»: بچهها دور هم حلقه میزنن. یکی نقش کبوتره و وسط حلقه است. معلم صدا میزنه: «کبوتر! خطر!» کبوتر باید از حلقه خارج شه، بدوه دور کلاس و دوباره وارد حلقه بشه. بعد نقشها عوض میشن.
زبانآموزی:
سنجاب، درخت، کبوتر، جنگل، طوفان، تبر، جنگلبان، میوه، حسادت، مهربانی
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم