وقتی دشمنان اهل بیت از کربلا رفتند، حضرت زینب سلاماللهعلیها که دلش خیلی برای برادرش امام حسین تنگ شده بود، دوباره به کربلا برگشت. اونجا کنار تربت برادرش ایستاد، با دل شکسته و چشمای پر از اشک، با امام حرف زد. بهش گفت که چقدر دلتنگشه و همه چیزهایی که بعد از اون گذشت رو براش تعریف کرد. حضرت زینب، مثل یه قهرمان مهربون، اومده بود تا دوباره کربلا رو با یاد امام حسین زنده کنه و دلش رو به خاک گلوی برادرش بسپاره.
- یک برگ برای رنگ آمیزی در ابعاد A5 در قسمت پیوست قابل دانلود می باشد.
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم