وقتی امام حسین مهربونمون به آسمونا رفت، اسب قشنگ و باوفاش خیلی ناراحت شد. دلش برای امامش تنگ شده بود. با زخم تیرهایی که به تنش خورده بود، با سختی زیاد برگشت به خیمهها. هی شیهه میکشید، یعنی میگفت: «بیاید، اماممون دیگه پیشمون نیست!» بچهها و خانمها که صدای شیهه رو شنیدن، فهمیدن اتفاقی افتاده... اسب امام، با اون دل شکسته و تن خونیش، خبر شهادت آقا رو آورد.
- یک برگ برای رنگ آمیزی در ابعاد A5 در قسمت پیوست قابل دانلود می باشد.
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم