اون روز داغ توی کربلا، بچههای کوچولوی امام حسین خیلی تشنه بودن. لبهاشون خشک شده بود و دلشون آب میخواست، اما کسی بهشون آب نمیداد. بعضیاشون هی نگاه میکردن به مشک خالی، به امید یه قطره! ولی بازم لبخند میزدن، چون باباشون امام حسین بود و میدونستن خدا مراقبشونه. حتی وقتی تشنه بودن، صبور بودن و مهربون. دلشون پاک بود، مثل آسمونِ صافِ بعد از بارون.
- یک برگ برای رنگ آمیزی در ابعاد A5 در قسمت پیوست قابل دانلود می باشد.
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم