اهداف:
- یادگیری اهمیت ایمنی در خانه
- فهمیدن راههای درست گرم کردن خانه
- آشنایی با صرفهجویی در مصرف انرژی
- تقویت مهارت همکاری و کمک به دوستان
داستان:
آن شب برف سنگینی باریده بود و همه جا سرد بود. موچی (مورچه کوچولو) و فیلو (فیل کوچولو) در خانه خوابیده بودند. بخاری کوچک آنها روشن بود اما نمیتوانست همه خانه را گرم کند.
موچی گفت: "باید یک فکری بکنیم که خانه را گرم کنیم."
بعد گفت: "یک فکر حسابی دارم. میتوانیم تمام شعلههای اجاق گاز را روشن کنیم تا خانه گرم شود."
فیلو گفت: "اما این کار خطرناک است. مگر یادت نیست که آقای ایمنی میگفت هیچوقت این کار را نکنید؟"
موچی گفت: "آقای ایمنی در خانه خودش خوابیده و نمیداند که ما از سرما میلرزیم."
موچی سراغ اجاق گاز رفت و همه شعلهها را روشن کرد. کمکم خانه گرم شد، اما بوی گاز همه جا را پر کرد. موچی پنجره را باز کرد.
چند دقیقه بعد صدای زنگ در بلند شد. فیلو با تعجب در را باز کرد و آقای ایمنی پشت در بود.
آقای ایمنی گفت: "داشتم از اینجا عبور میکردم، دیدم توی این سرما پنجرهها باز است، تعجب کردم. گفتم در بزنم و بپرسم اینجا چه خبر است؟"
فیلو توضیح داد که موچی سردش بود و اجاق گاز را روشن کرد تا خانه گرم شود و حالا هم گرمش شده و پنجره را باز کرده.
آقای ایمنی فریاد زد: "چی؟ مگر اجاق گاز بخاری است که با آن خانه را گرم میکنید؟ اول اینکه گرم کردن خانه با شعلههای اجاق گاز کار اشتباهی است."
فیلو با سرعت دوید و گاز را خاموش کرد.
آقای ایمنی ادامه داد: "نباید خانه را اینقدر گرم کنید که مجبور شوید پنجرهها را باز کنید. لباس گرم بپوشید و پردههای کلفت جلوی در و پنجرهها بگذارید تا گرما هدر نرود. جلوی دریچه کولر را هم بپوشانید."
فیلو رفت و مقداری لباس آورد و به موچی گفت: "این لباسها را بپوش، من میروم پردهها را میزنم."
ساعتی بعد، پردهها و دریچه کولر پوشانده شدند. آقای ایمنی گفت: "موقع خواب شعله بخاری را کم کنید و از پتو و لحاف مناسب استفاده کنید."
حالا خانه گرم شده بود و همه راحت خوابیدند.
حدیث موضوعی:
«مَنْ حَفِظَ نَفْسَهُ وَمَالَهُ فَهُوَ أَمِينٌ عَلَى نَفْسِهِ وَمَالِهِ» (کافی، ج۲، ص ۲۳۵)
هر کس از خودش و چیزهایش مراقبت کند، مثل یک دوست امین است.
نتیجهگیری:
موچی و فیلو یاد گرفتند که برای گرم کردن خانه باید امن و هوشمندانه عمل کنند، نه خطرناک. مراقبت از خود و خانه همیشه مهم است.
فعالیت عملی پیشنهادی:
یک بازی کوچک: کودکان با لباسهای گرم و پردههای ساخته شده از پارچههای ساده، خانه کوچکی را شبیهسازی کنند و ببینند چطور میتوان خانه را گرم و امن نگه داشت.
گفتوگو و پرسشوپاسخ:
- چرا موچی میخواست اجاق گاز را روشن کند؟
- آقای ایمنی چه توصیهای کرد؟
- چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم تا خانه گرم و امن بماند؟
- چرا مهم است پنجرهها را هنگام گرم کردن خانه باز نکنیم؟
نمایش و بازی نقشآفرینی:
یک نمایش کوتاه با دو شخصیت: موچی و فیلو که تصمیم میگیرند خانه را گرم کنند و آقای ایمنی که به آنها یادآوری میکند، با استفاده از صحنههای ساده و عروسک یا کاغذ.
بازی گروهی تعاملی:
بازی «گرم نگه داشتن خانه»: کودکان در گروهها خانهای فرضی میسازند و با لباس و پردهها تلاش میکنند خانه را گرم و امن نگه دارند.
زبانآموزی:
خانه، گرم، سرد، اجاق گاز، پنجره، پرده، لباس، بخاری، ایمنی، خواب
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم