مهمان
قصه فتح خیبر


فرم ورود به مربی‌آموز

مربی‌آموز

فرم تکمیل ثبت نام

برای پیوستن به ما فرم زیر را پر کنید
قصه فتح خیبر
قصه فتح خیبر

اهداف

  • شجاعت و نترسیدن از مشکلات
  • دوست داشتن خدا و پیامبر
  • کمک کردن به دیگران
  • یاد گرفتن که آدم‌های با ایمان و قوی می‌تونن کارهای بزرگ انجام بدن

داستان

یه روز پیامبر گفت: «فردا پرچم لشکر رو به مردی می‌دم که خدا و پیامبر رو دوست داره و خدا و پیامبر هم اون رو دوست دارن.» همه یاران تا صبح فکر می‌کردن شاید خودشون اون مرد باشن و با امید منتظر موندن. صبح که شد، پیامبر دنبال علی مولا گشت و فهمید که چشم علی درد شدیدی داره. یاران علی رو پیش پیامبر آوردن و پیامبر با دست خودش چشماش رو خوب کرد.

بعد پیامبر پرچم رو به دست علی داد و فرستادش به سمت قلعه خیبر. مسلمونا همیشه وقتی به قلعه می‌رسیدن، یهودی‌ها بیرون می‌اومدن و مسلمونا فرار می‌کردن، اما علی شجاع بود و جلو رفت. یهودی‌ها وقتی مرحب، پهلوان بزرگ و ترسناک، رو دیدن خوشحال شدن و فکر کردن مسلمونا دوباره فرار می‌کنن.

علی بدون ترس جلو رفت و گفت: «من علی هستم، وقتی بجنگم مثل شیرم!» و با شمشیرش مرحب رو شکست داد. یهودی‌ها ترسیدن و پا به فرار گذاشتن. قلبشون می‌خواست وایسه، چون کسی تا حالا مرحب رو این‌طور نبرده بود.

چند دقیقه بعد علی مولا با قدرت زیاد در بزرگ قلعه رو گرفت و با یک حرکت در رو باز کرد. مسلمونا وارد قلعه شدن و جنگیدن، یهودی‌ها که دیدن دیگه نمی‌تونن مقاومت کنن تسلیم شدن. علی مولا همونطور که در رو دستش گرفته بود، در رو پرت کرد و پیروزی مسلمونا کامل شد.

حدیث موضوعی

قال رسول الله صلى الله عليه وآله: «لأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَدًا رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ، كَرَّارٌ غَيْرُ فَرَّارٍ، لا يَرْجِعُ حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ.» (الکافی، ج ۵، ص ۲۰)
پیامبر فرمود: «فردا پرچم رو به مردی می‌دم که خدا و پیامبر رو دوست داره و خدا و پیامبر هم اون رو دوست دارن. اون مرد همیشه جلو می‌ره و هیچ‌وقت فرار نمی‌کنه تا خدا به دستش پیروزی بده.»

نتیجه‌گیری

این داستان به ما یاد می‌ده که وقتی خدا و پیامبر رو دوست داشته باشیم و شجاع باشیم، می‌تونیم کارهای خیلی بزرگ انجام بدیم، حتی اگر همه فکر کنن کار غیرممکنه.

فعالیت عملی پیشنهادی

  1. نقاشی کشیدن از علی که پرچم رو در دست گرفته
  2. درست کردن یک پرچم کوچیک با مقوا و پارچه رنگی و بازی کردن با اون

گفت‌وگو و پرسش‌وپاسخ

  • چرا پیامبر دنبال کسی بود که خدا و پیامبر رو دوست داره؟
  • علی چرا نترسید؟
  • تو اگر علی بودی چه احساسی داشتی؟

نمایش و بازی نقش‌آفرینی

یک نمایش کوتاه: بچه‌ها نقش پیامبر، یارها، علی و مرحب رو بازی کنن. یک در بزرگ خیالی درست کنن و یکی از بچه‌ها نقش علی باشه و با شادی «در» رو بلند کنه.

بازی گروهی تعاملی

بازی «قلعه خیبر»: یک در بزرگ مقوایی بسازید و بچه‌ها گروهی تلاش کنن در رو بلند کنن؛ بعد یکی از بچه‌ها نقش علی باشه و در رو «بلند» کنه تا همه خوشحال بشن.

زبان‌آموزی

پیامبر، علی، پرچم، شجاع، مرحب، قلعه، شمشیر، خدا، دوست داشتن، پیروزی

ترس و شجاعتکمک به دیگرانشهادت امام علی عمیلاد امام علی عمیلاد حضرت رسول صشهادت حضرت رسول ص
نظرات

ما همه نظرات رو می‌خونیم و پاسخ میدیم

خیلی خوب!
نام خود را وارد کنید.
 
لطفا شماره موبایل خود را بصورت 09XXXXXXXX وارد نمایید.
خیلی خوب!
نظرت رو برامون بنویس.
مطالب مرتبط
مطالب پیشنهادی
مربی آموز مرجع مربیان مهدکودک و پیش دبستانی
حساب کاربری
خانه
برچسب ها
جستجو