محمد، یه پسر کوچولوی کنجکاوه که با مامانش بیرون رفته بود. وسط پارک یکدفعه دید مامان نیست، دلش تندتند زد. نگذاشت گریه کنه، نفسِ عمیق کشید و یادِ کاری که تو مهد گفته بودن افتاد: «اگه گم شدی، بمون سرِ جایی که آخرینبار مامان رو دیدی، بعد با صدای آروم کمک بخواه.»
محمد موند زیر درخت، یکی دو نفر سوال پرسیدن ولی محمد یاد گرفت که فقط به آدمهای امن بگه. بعد یه پلیس مهربون با لباس سبز اومد و زانو زد تا همقد نینی بشه. پلیس گفت: «اسم کوچکِ تو چیه؟ اسم مامان یا بابات چیه؟ کجا زندگی میکنین؟»
محمد آروم گفت: «اسمم محمده. اسم مامانم فاطمهس، اسم بابام علیست. ما توی بلوارِ گلها، خونه شمارهی پنجاه هستیم. تلفن خونمون ۱۲۳۴۵۶۷ و مهدِ من «ماه کوچولو» اسمشه.»
پلیس لبخند زد و با بیسیم به مرکز گفت. بعد مامان محمد اومد و بغلش کرد و گفت: «تو خیلی شجاع بودی که صبر کردی و به پلیس گفتی.»
پایانِ خوب: محمد یاد گرفته بود که اطلاعاتش رو کامل بگه و همیشه یه کارتِ کوچک توی جیبش داشته باشه.
کارهایی که بچهها باید بلد باشن
- ایستادن سرِ جای امن: اگر گم شدی، اول بمون تو همانجایی که آخرینبار مامان رو دیدی. حرکت نکن.
- دنبال آدمهای امن بگرد: آدمهای با لباس مشخص (مثل پلیس)، ماموران فروشگاه، خانمهای و آقاهای بزرگ با نشانِ شغل، یا مامان/آقای مربیِ مهد.
- نرو با غریبهها: اگر کسی بهت گفت «با من بیا»، نرو! حتی اگه مهربون باشه. بگو «نه، ممنون» و سریع به یک بزرگتر امن بگو.
- بگو: «من گم شدم» و اطلاعاتت رو بگو: اسم خودت، اسم مامان یا بابا، نام فامیلی، آدرسِ خانه، شماره تلفنِ خانه، اسم مهد.
- اگر گوشی هست، زنگ بزنی: فقط وقتی بزرگتری امن کنارت هست که بگه میتونی از تلفنش استفاده کنی، با شمارهی خونگی زنگ بزن.
جملههای ساده که کودک باید تمرین کنه
«سلام، من گم شدم. اسمم … است. اسم مامانم … است. ما توی خیابان …، پلاک … زندگی میکنیم. شماره خونهم … است. مهدِ من … است.»
بازی و تمرین (برای مربی یا والد)
- کارتِ جیب: یه کارت کوچیک (اندازه کارت بانکی) بنویسید: نام کودک / اسم مامان یا بابا / نام خانوادگی / آدرس کامل / شماره خونه / اسم مهد. کارت رو توی کیف یا جیب بچه بذارین و هرازگاهی چک کنین.
- بازی نقش: یکی نقش پلیس یا فروشنده رو بازی کنه؛ کودک تمرین کنه جملههای بالا رو بگه. بازی رو با تشویق و ستاره انجام بدید.
- نقاشی خانواده: از کودک بخواین یه نقاشی از خونه بکشه و آدرس کوتاه رو روبروش بنویسین — این کمک میکنه آدرس رو بهتر به یاد بیاره.
- مسابقهی اسمها: با کارتهای کوچک اسمِ مامان، بابا، مهد و شمارهها مسابقه بذارین — هر بار بچه درست بگه، یه امتیاز میگیره.
نمونهی گفتگوی ساده بین کودک و پلیس
پلیس (زانو زده): «سلام عزیزم، حالت خوبه؟ چی شده؟»
کودک: «من گم شدم.»
پلیس: «اسم تو چیه؟»
کودک: «اسمم سارا است.»
پلیس: «اسم مامان یا بابات چیه؟»
کودک: «اسم مامانم نسرین و اسم بابام کامبیره. نام خانوادگیمون رضاییه.»
پلیس: «آدرس خونتون چیه؟»
کودک: «خیابانِ باغِ سیب، پلاکِ ۱۲.»
پلیس: «شماره تلفن خونتون رو هم بلدی؟»
کودک: «بله: ۳۳۲۲۱۱۰.»
(پلیس با بیسیم تماس میگیره و کمک میکنه)
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم