یه روز توی بیابون داغ کربلا، امام حسین(ع) با یه عالمه خوبی و مهربونی ایستاده بود. اون نمیخواست با کسی بجنگه، فقط اومده بود که به مردم یاد بده راستگو باشن و بدی نکنن. اما یه عده آدم بد دورش رو گرفتن. امام حسین(ع) با یاران مهربونش، مثل قمرِ بنیهاشم و علیاکبر، خیلی شجاع بودن. حتی وقتی تشنه بودن، باز هم از خوبی دست نکشیدن. آسمون ناراحت شد، خورشید غصه خورد، و کربلا پر از اشک فرشتهها شد... اما عشق و مهربونی امام حسین(ع) همیشه تو دل همه موند.
- یک برگ برای رنگ آمیزی در ابعاد A5 در قسمت پیوست قابل دانلود می باشد.
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم