مهمان
شعر دویدم و دویدم به کربلا رسیدم (2)


فرم ورود به مربی‌آموز

مربی‌آموز

فرم تکمیل ثبت نام

برای پیوستن به ما فرم زیر را پر کنید
شعر دویدم و دویدم به کربلا رسیدم (2)
شعر دویدم و دویدم به کربلا رسیدم (2)

دویدم و دویدم
به کربلا رسیدم

همان روز
که خورشید و ماه گرفت

جوی خون
روی زمین راه گرفت

بچّه‌ای
تشنه بود و شیر می‌خورد

پشت هم
به خیمه‌ها تیر می‌خورد

آن طرف
نیزه بود و سپر بود

این طرف
فرشته بود و پر بود

خون می‌ریخت
از آسمان میدان

امام رفت
تنها میان میدان

چند تا مرد
به روی او تیغ زدند

ناگهان
فرشته‌ها جیغ زدند

نام شاعر : مزینانی ، محمد کاظم

کربلا
مربی آموز مرجع مربیان مهدکودک و پیش دبستانی
حساب کاربری
خانه
برچسب ها
جستجو