اهداف:
- آشنا شدن با محبت پیامبر نسبت به امام حسین
- یاد گرفتن سنت صدقه دادن برای نوزاد
- درک مهربانی و دلسوزی پیامبر
- فهمیدن اینکه بعضی وقتها آدمهای خوب برای آینده هم ناراحت میشن
داستان:
وقتی امام حسین (ع) کوچولو به دنیا اومد، همه خیلی خوشحال بودن. پیامبر مهربون، پدربزرگ امام حسین، برای خوشحال شدن خدا یه گوسفند قربونی کرد.
همچنین موهای کوچولوی حسین رو تراشیدن و هموزن اون، سکهی نقره به نیازمندها دادن تا دل اونها هم شاد بشه.
اما یه چیزی عجیب بود... پیامبر دوبار گریه کرد! یه بار روز تولد، و یه بار وقتی حسین هفت روزه شد.
اسماء، خانم مهربونی که کمک میکرد، پرسید:
– "ای پیامبر! چرا گریه میکنی؟"
پیامبر با ناراحتی گفت:
– "برای این نوهی نازنینم گریه میکنم... چون یه روز، آدمای بدی از خانواده بنیامیه، اونو شهید میکنن."
اسماء ناراحت شد، چون دلش نمیخواست هیچکس به امام حسین آسیب بزنه.
حدیث موضوعی:
قال رسول الله (ص): «إنّ الحسين مصباح الهدى وسفينة النجاة» بحار الأنوار، ج 36، ص 205
پیامبر فرمود: حسین چراغ راه آدمهاست و مثل یه قایق نجات، همه رو از بدیها نجات میده.
نتیجهگیری:
بچههای خوبم! امام حسین خیلی خیلی عزیز بود، حتی پیامبر برایش اشک میریخت. چون میدونست یه روزی آدمهای بد بهش ظلم میکنن. ما باید همیشه امام حسین رو دوست داشته باشیم و یادش رو زنده نگه داریم.
فعالیت عملی پیشنهادی:
با کمک بچهها یک نقاشی از نوزاد امام حسین در آغوش پیامبر بکشید و براش یه قلب قرمز بچسبونید تا یاد بگیریم چقدر اماممون محبوب بوده.
گفتوگو و پرسشوپاسخ:
- پیامبر چطور از امام حسین مراقبت میکرد؟
- چرا پیامبر برای امام حسین گریه کرد؟
- امام حسین چقدر سن داشت توی این قصه؟
- تو هم وقتی کسی ناراحت باشه، باهاش همدردی میکنی؟
- ما چطور میتونیم امام حسین رو دوست داشته باشیم؟
نمایش و بازی نقشآفرینی:
بچهها میتونن نقش پیامبر، امام حسین نوزاد، و اسماء رو بازی کنن. یکی نوزاد رو میاره، یکی صدقه میده، یکی هم سوال میپرسه و پیامبر با مهربونی جواب میده.
بازی گروهی تعاملی:
بازی “گریه و شادی”یکی از بچهها نقش پیامبر رو داره، بقیه شادی یا غم رو بازی میکنن. بعد با هم دلیل احساسات رو حدس میزنن. (مثلاً شادی برای تولد، غم برای ظلم)
زبانآموزی:
پیامبر، حسین، نوزاد، گریه، شادی، صدقه، مو، قربانی، مهربونی، اشک، دشمن، پدربزرگ، قلب، گوسفند
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم