اهداف:
- یاد گرفتن اینکه آزار دادن دیگران کار بدی است.
- فهمیدن اینکه با گوش دادن به نصیحت بزرگترها میتوانیم دوستداشتنی باشیم.
- اینکه هر کار بدی نتیجهای دارد.
- یاد گرفتن اینکه تغییر کردن و خوب شدن همیشه ممکن است.
داستان:
پسرک بازیگوشی بود که همیشه به مردم آزاری مشغول بود و حرف هیچکس را گوش نمی کرد. پدر و مادرش هر چه به او نصیحت می کردند که بچه جان! دست از این بازی ها بردار و پسر خوبی باش، به خرج او نمی رفت و او به بازیگوشی همچنان ادامه می داد.
یک روز در راه مدرسه، پسرک چشمش به سگی افتاد که پای دیوار خوابیده بود. با تیر و کمان خود سنگی بسوی او پرتاب کرد. سگ ناگهان از جا جست و با سر به دیوار خورد و به زمین افتاد.
پسرک از کار بد خود به خنده افتاد.
پسرک دست بردار نبود. در راه چشمش به یک گنجشک افتاد و به سوی او هم سنگ پرتاب کرد. سنگ پس از اینکه به گنجشک خورد، شیشه همسایه را هم شکست.
پسرک که بچه بازیگوش و بدی بود در مدرسه هم دست بردار نبود و با تیر و کمان خود باعث اذیت و آزار بقیه می شد.
در سر کلاس، هنگامی که معلم درس می داد، پسرک به همشاگردی خود سنگ پرتاب کرد و کلاس شلوغ شد.
معلم تیر و کمان پسرک را گرفت و او را از کلاس بیرون کرد.
مدیر مدرسه پرونده پسرک را به پدرش داد و او را یکسال از درس محروم کرد.
پسرک از غصه روزها می آمد و پشت پنجره کلاس می ایستاد و درس را گوش می داد.
پسرک سال بعد به مدرسه آمد و قول داد پسر خوبی باشد.
حالا دیگر همه پسرک را دوست داشتند و او هم خیلی خوشحال بود.
حدیث موضوعی:
قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (ع): «مَن آذى النّاسَ كَرِهُوهُ» (نهجالبلاغه، حکمت ۱۴۲)
امام علی (ع) میفرمایند: کسی که مردم را اذیت کند، همه از او بدشان میآید.
نتیجهگیری:
اگر کسی مردمآزاری کند، نه خدا و نه آدمها او را دوست ندارند. اما اگر بچه خوبی باشد و به حرف بزرگترها گوش کند، همه او را دوست خواهند داشت.
فعالیت عملی پیشنهادی:
یک نقاشی بکشید که در آن، بچهای به جای آزار رساندن، به حیوان یا دوستش کمک میکند.
گفتوگو و پرسشوپاسخ:
- اگر کسی به حیوانها سنگ بزند، چه اتفاقی میافتد؟
- چرا معلم از پسرک ناراحت شد؟
- وقتی پسرک بچه خوبی شد، چه تغییری در زندگیاش پیش آمد؟
- تو دوست داری بچهی خوب باشی یا بازیگوشی که به دیگران آزار میرساند؟
نمایش و بازی نقشآفرینی:
سه نفر میتوانند بازی کنند: یک نفر نقش پسرک بازیگوش، یک نفر نقش معلم، و یک نفر نقش پدر. بقیه هم نقش همکلاسیها را بازی کنند. در نمایش، نشان دهند که پسرک اول اذیت میکند و بعد متوجه میشود کارش اشتباه بوده.
بازی گروهی تعاملی:
بازی "کار خوب – کار بد": مربی یک کار میگوید (مثلاً: کمک کردن به دوست یا شکستن شیشهی همسایه). بچهها باید سریع دست بزنند اگر کار خوب بود، یا ساکت بمانند اگر کار بد بود.
زبانآموزی:
بازیگوش، تیر و کمان، سگ، گنجشک، شیشه، مدرسه، معلم، مدیر، قول، خوشحال
ما همه نظرات رو میخونیم و پاسخ میدیم